جن از چه چیزی آفریده شده است؟
بطور قطعی و یقین آیات قرآنی و احادیث نبوی بر این دلالت دارند که جن از آتش آفریده شده است و خداوند می فر ماید : وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ (15) [سوره الرحمن] ((و جن را از شعله آتش خلق کرد)).
حضرت عبدالله بن عباس می فر ماید: مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ یعنی از آتش خالص.
و خداوند می فر ماید: وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ (27) [سوره حجر] (( و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم )).
و ابلیس هنگامی که به سجده کردن برای آدم امر شد چنین گفت: قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (12) [سوره اعراف] یعنی: ((من از او (آدم) بهترم مرا از آتش آفریده ای،و او را از خاک آفریده ای)).
و عایشه ام المؤمنین رضی الله عنها می گوید: رسول الله (ص) فرمودند: ((فرشتگان از نور آفریده شده اند، و جن از آتش آفریده شده و آدم از آنچه که برای شما توصیف شده آفریده شده است)).
چگونه جنهای کافر با آتش عذاب داده می شوند؟
این سوالی است که خیلی ها مطرح می سازند، و اگر آنها اندکی تفکر و اندیشه نمایند جواب این پرسش را خواهند فهمید.
پر واضح است که انسان از خاک آفریده شده است ولی اکنون او خاک نیست،فقط اصل وی از خاک بوده است،جن نیز چنین است از آتش آفریده شده ولی اکنون وی آتش نیست دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارد.
*حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید:رسول الله(ص) در حالی که نماز می خواندند شیطانی نزدش آمد،آنگاه رسول الله(ص) او را محکم گرفت و گلویش را فشار داد.
و رسول الله(ص) فرمود: ((آنقدر گلویش را فشار دادم،تا اینکه سردی زبانش را بر دستم احساس نمودم)).
*از این حدیث چنین نتیجه می گیریم که جن اکنون آتش نیست،زیرا اگر آتش بود رسول الله(ص) سردی زبان شیطان را بر دست خود احساس نمی کرد.
*و در حدیث دیگری آمده که رسول الله(ص) فرمودند: ((دشمن خدا،ابلیس،شعله ای از آتش جهت قرار دادن آن در چهره ام آورد...)).
از این حدیث چنین می فهمیم که اگر شیطان بر کیفیتی که آفریده شده یعنی (آتش) باقی می ماند احتیاجی برای آوردن شعله ای از آتش نداشت.
*و همچنین رسول الله(ص) فرموده است: ((شیطان مانند خون در رگ انسان حرکت می کند)).
پس اگر به حالت خودش باقی می ماند هر آئینه جسد انسان را می سوزاند. و باید گفت انسانی که از خاک آفریده شده است شکنجه دادن آن به وسیله خاک ممکن می باشد و همچنین می توان آن را با آب عذاب و شکنجه کرد، پس هیچ جای تعجبی نیست که شیطان و جنی که از آتش آفریده شده به وسیله آتش شکنجه و عذاب شود، زیرا که خداوند بر هر چیز قادر و توانا است.
آیا جن مکلف است؟
می گوئیم بله،جن نیز مانند انسان مکلف به تکالیف شرع است.
به دلیل فرموده خداوند:
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33) [سوره الرحمن].
((ای گروه جن و انس !آیا پیامبرانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟!))
و همچنین به دلیل آیه : فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ [سوره الرحمن] ((پس (ای گروه جن و انس) کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید)).
و علمای اسلام بر این مطلب اتفاق نظر دارند که جن نیز مانند انسان مکلف می باشد.
و خداوند می فرماید:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56) [سوره ذاریات] ((من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند)).
در نتیجه نیز برای عبادت و بندگی آفریده شده است پس پاداش صالحان و نیکو کارانشان بهشت و کیفر کافران و ظالمان و بد کارانشان دوزخ می باشد.
و همچنین در ابواب گذشته ذکر نمودیم که رسول الله (ص) برای خواندن قرآن و بیان احکام دین نزدشان رفتند،پس بر این دلالت دارد که آنها نیز مکلف به امور شریعت و دین اسلام می باشند.
انواع جن:
جن ها در انواع گوناگونی هستند،در حدیث آمده است که رسول الله (ص) فرموده است:
((جن سه صنف و نوع هستند،یک نوعی از آنها پر دارند ودر هوا پرواز می کنند،و نوعی دیگر مارها و عقرب ها هستند،و نوع سوم آنها سکونت می کنند و کوچ نمی نمایند)).
جای سکونت جن:
جن بیشتر جاهای خلوت و صحرا،و مکانهایی که در آن کسی زندگی نمی کند، می پسندد،و بدین خاطر بود که رسول الله (ص) برای دعوت دادن آنان به سوی الله و خواندن قرآن برایشان به صحرا می رفتند،چنانکه در احادیث آمده است.
و برخی دیگر از جن ها در جاهای کثیف و زباله سکونت می کنند،و این به خاطر این است که آنها باقی مانده غذای انسانها را می خورند چنانکه در حدیث ذکر شده است.
و برخی دیگر آنها همراه انسانها در منازل سکونت می کنند.
و همچنین در حمام ها و دستشوییها(توالت) نیز زندگی می کنند در این مکان ها بیشتر جن های کافر زندگی می کنند زیرا که آنها جاهای کثیف و نجس را بیشتر دوست دارند و از بوی خوب بخصوص بوی مشک بدشان می آید.
و همچنین در شکافها و سوراخها نیز زندگی می کنند در حدیث آمده که: ((رسول الله (ص) از ادرار کردن در سوراخ نهی نموده است)). از قتاده یکی از راویان این حدیث پرسیده شد برای چه ادرار در سوراخ کراهت دارد؟گفت: گفته می شود محل سکونت جن می باشد .
و جن در محل خوابیدن شتر نیز زندگی می کند چنانکه در حدیث صحیح مسلم آمده است.
آیا جن می خورد و می نوشد؟
در احادیث صحیح وارد شده است که جن می خورد و می نوشد،حضرت ابوهریره روایت می کند او همراه پیامبر(ص) بود، و برای ایشان آب برای قضای حاجت و وضویش با خود حمل می کرد ،روزی همراه با آب دنبال رسول الله(ص)می رفت پس رسول الله فرمود، این کیست؟ وی گفت : من ابو هریره هستم ،رسول الله فرمود: ((برایم چندین سنگ جهت طهارت گرفتن بیار،و استخوان و سرگین نیار))،پس من سنگها را در حالی که در پیراهن خود گرفته بودم آوردم و نزد رسول الله گذاشتم سپس برگشتم ،تا اینکه ایشان فارغ شدند همراه ایشان به راه افتادم سپس عرض کردم :استخوان و سر گین چه کارشان است؟
فرمود: ((آن دو غذای جن می باشد ،چونکه وفد جن نصیبن نزد من آمدند- و چه جن خوبی- آنگاه از من توشه طلب کردند، من برایشان از خدا خواستم و دعا کردم که به هیچ استخوان و سر گینی گذر نکنند مگر اینکه بر آن غذا بیابند)).
و حضرت عبدالله بن عمر رضی الله روایت می کند که رسول الله(ص) فرمود : ((هر گاه یکی از شما خواست غذا بخورد پس با دست راست بخورد، و هر گاه خواست آب بنوشد با دست راست بنوشد ،زیرا که شیطان با دست چپ غذا می خورد و با دست چپ آب می نوشد)).
جن خود را به شکل ها و صورت های مختلف در می آورد:
خداوند بزرگ و قادر این قدرت را به جن داده تا خود را به صورت های مختلف و گوناگون در آورند، و در احادیث بسیار این حقیقت ثابت می باشد که آنها بیشتر به صورت سگ سیاه،گربه سیاه،مار و عقرب برای انسان ظاهر می گردند.
و همچنین جن به شکل و صورت انسانها نیز ظاهر می گردد چنانکه در روز بدر شیطان به صورت سراقه بن مالک برای مشرکین ظاهر شد و گفت:امروز کسی بر شما غلبه نمی کند و من حامی و پشتیبان شما هستم.
همچنین جن خود را به شکل شتر،گاو،گوسفند،اسب،قاطر،الاغ و پرندگان نیز در می آورد...
پس اگر جن در صورت و شکلهایی که گفتیم آشکار شود می توانیم آنها را مشاهده کنیم و در صورت و شکل اصلی که خداوند آنها را آفریده است دیدن آنها ممکن نیست چنانکه در قرآن کریم آمده است:
إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ(27) [سوره اعراف] ((شیطان و همدستانش شما را می بینند از جایی که شما آنها را نمی بینید)).
پناه بردن به جن حرام است.
خداوند در قرآن کریم از زبان جن حکایت می کند که گفتند: وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6) [سوره جن].
امام ابن کثیر در تفسیر این آیه می نویسد: یعنی ما جنیها می پنداشتیم که بر انسان ها برتری داریم زیرا که آنها هر گاه در دره ای یا جای وحشتناکی در صحرا و بیابان منزل می کردند به ما پناه می آوردند،چنانکه عادت عرب در زمان جاهلیت این چنین بود که به بزرگ جن در آن منطقه و مکان پناه می بردند مبادا که به آنها آسیب و بدی برسد،پس جنیها هنگامی که دیدند انسانها ازآنها ترس و وحشت دارند ،سعی کردند بیشتر آنها را مرعوب کرده و بترسانند ،تا بیشتر به آنها پناه بیاورند...
پناه بردن به جن شرک است،و خداوند چیزی بهتر از این به ما عطا کرده است ، خوله دختر حکیم می گوید ،از رسول الله شنیدم که می فرماید .
(( هر گاه یکی از شما در منزل جای گرفت،آنگاه (( أعوذ بکلمات الله التامات من شر ما خلق )) بگوید ،تا زمانی که در آن منزل هست و کوچ نکرده چیزی به وی آسیب نمی رساند)).
قربانی کردن برای جن حرام است.
علمای اسلام بر این مسئله اتفاق نظر دارند که برای جن قربانی کردن حرام، بلکه شرک است، زیرا که این قربانی برای غیر از خداست،و هرگز خوردن گوشت آن برای مسلمان روا نیست چه رسد به اینکه شخص مسلمان این کاررا انجام دهد...
باید ذبح و قربانی برای تقرب به درگاه الهی انجام بگیرد، و کسی که برای غیر خدا ذبح می کند در شریعت اسلام ملعون نامیده شده است.
حضرت علی بن أبی طالب از رسول الله (ص)روایت می کند ، که فرمود (( خداوند لعنت کند کسی که برای غیر از خدا ذبح می کند)).
ولی با وجود این، افراد جاهل و نادانی دیده می شود که برای گشودن سحر یا علاج شخص مصروع (جن زده) نزد ساحر و آن کسانی که با جن رابطه دارند می روند،.
و آنها نیز حیوانهایی با اوصاف خاص طلب می کنند ، سپس آن را ذبح می کنند و خون آن را به بدن مریض می مالند، آنگاه دستور می دهند که آن را در فلان چاه بیندازند ، و در هنگام انداختن نام خدا را نگویند ،و این همان ذبح برای جن است که از آن نهی شده است ، اگر چه ساحر نگوید که برای جن ذبح می کند،چون که اعمال و کردار انسان بستگی به نیت دارد.
کمک خواستن از جن حرام است.
راه و روش سحرگران و شعبده بازان بر کمک و مدد جستن از جن و شیاطین استوار است، و مدد خواستن از غیر خداوند شرک است ، و باید بگویم که شیطان و جن هیچ وقت خدمتی برای ساحر انجام نمی دهند مگر در صورتی که سحرگر با گفتن سخنی کفر آمیز و یا با انجام دادن عمل کفری کافر گردد، و هر چه بیشتر نافرمانی و سر پیچی امر خداوند بکند شیاطین بیشتر به او نزدیک می شوند، و اطاعتش را بیشتر به جا می آورند، این تعویذات و طلسمهایی که افراد ساحر می نویسند بیشتر آنها کلمات شرک آمیز و کفر است که با حروف غیر مفهوم نوشته اند . و همچنین طلب مدد از اولیای جن و شیاطین می باشد. هر چند که بعضی از کلمات و آیات قرآن برای فریب دادن مردم نادان با آن شامل می کنند تا مردم چنین گمان کنند که آنها با استفاده از کلمات قرآن تعویذ ودعا می نویسند.
آیا جن به مردم آزار و اذیت می رساند؟
با دلایل مختلف نقلی و عقلی ثابت شده که جن به انسان آزار و اذیت می رساند. و این آزار و اذیت یا بدین خاطر است که انسان به آنها آزار رسانده مثلا بر سرشان آب گرم ریخته یا بر آنان ادرا کرده ، و یا اینکه در منزلشان منزل نموده،پس از وی انتقام می گیرند و به وی آزار و اذیت می رسانند.
و یا بدون هیچ گونه علت و سببی می خواهند به وی آزار برسانند و این فقط یک نوع ظلم و ستم است همچنان که انسانها هنگامی که سرشتشان دگرگون می شود و ایمانشان ضعیف می گردد، برخی نسبت به برخی دیگر ستم روا می دارند.
نوشته شده توسط دخترای کنگی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت

توکل بر خدا واجب است:
توکل بر خداوند بزرگ امری است مطلوب و محبوب،و خداوند به آن امر نموده و مردم را به سوی آن رغبت داده و متوکلین را ستوده است.
فرموده:
وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (23) [سوره مائده] ((و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید)).
وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (10) [سوره مجادله] ((پس مؤمنان باید بر خدا توکل کنند)).
حال اگر ما مؤمن حقیقی هستیم،باید که بر پروردگارمان توکل کنیم.
رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (4) [سوره ممتحنه] ((پروردگارا!ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم و بازگشت به سوی تو است)).
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ (58) [سوره فرقان] ((و توکل کن بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد)).
همانا توکل صادق و حقیقی بر خداوند،و تعلق قلب به الله واحد،لذت و شیرینی دارد که شخص مومن آن را در قلب خود می یابد،و اگر کوه های دنیا بر پشتش گذاشته شود و مصیبتها به وی هجوم آورد،و بیماریها بر او چیره شود هرگز لبخند رضایت و قبول از وی دور نمی شود.
ایمان به غیب:
آنچه که بر ما پوشیده است و خدا و رسولش درباره آن به ما خبر داده غیب می باشد،و ایمان به غیب،یکی از اصول بنیادی عقیده اسلامی،می باشد،بلکه اولین صفتی است که خداوند در قرآن کریم متقین را به آن توصیف نموده و چنین فرموده است:
الم (1) ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (3) [سوره بقره]. (( الف.لام.میم،این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست و مایه هدایت پرهیزگاران است،آن کسانی که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند)).
لذا بر هر مسلمانی واجب است که به غیب ایمان داشته باشد، ایمانی که شک به آن راه نداشته باشد.
جن:
از چیزهای غیبی که ایمان داشتن به آن واجب است ایمان داشتن به وجود جن می باشد،ادله بسیاری در قرآن کریم و سنت مطهره درباره وجود آنها ذکر شده است .
دلیل از قرآن کریم:
1- وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ (29) [سوره احقاف]. (( (به یاد آور ای پیامبر) هنگامی که گروهی از جن را نزد تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند)).
2- يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا(130) [سوره انعام]. ((ای گروه جن و انس !آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟!)).
3- يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33) [سوره الرحمن]. ((ای گروه جن و انس !اگر می توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید ،پس بگذرید،ولی هرگز نمی توانید مگر با نیرویی(عظیم و فوق العاده ای) )).
4- قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (1) [سوره جن] ((بگو: به من وحی شده است که جمعی از جن به سخنانم گوش فرا داده اند،سپس گفته اند:ما قرآن عجیبی شنیده ایم)).
5- وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6) [سوره جن] (( و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می بردند،و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می شدند)).
دلیل از سنت:
1- امام مسلم از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت می کند که فرمود:شبی همراه رسول الله(ص) بودیم،ناگهان او را نیافتیم،پس در وادی و دره ها وی را جستجو کردیم ،پس گفتیم که ربوده شده ،یا ترور شده است، به بدترین حالت،شب را گذراندیم،هنگامی که صبح شد،دیدیم که او از طرف حراء می آید، سپس عرض کردیم یا رسول الله!شما را نیافتیم،پس جستجوی شما کردیم و نیافتیم،سپس به بدترین حالت شب را گذراندیم!.
آنگاه رسول الله فرمود: ((فرستاده جن نزد من آمد،پس به همراه او رفتم،و بر آنان قرآن خواندم )).
عبدالله می گوید:سپس همراه ما به راه افتاد،و اثر آنان و اثر آتش آنها را به ما نشان داد و درباره توشه از رسول الله(ص) پرسیده بودند،پس به آنان فرموده بوده:
(( هر استخوانی که نام خدا بر آن برده شده،برای شماست،وقتی که به دستتان می رسد گوشت بسیار خواهد داشت و هر پشکلی علوفهء حیواناتتان خواهد بود)). سپس رسول الله(ص) فرمود:
((پس با این دو استنجاء نکنید، زیرا که غذای برادرانتان (جن) می باشد)).
2- از ابو سعید خدری رضی الله عنه روایت است که گفت،رسول الله(ص) به من فرمود:
((همانا من می بینم که تو گوسفند و صحرا نشینی را دوست داری،پس هر گاه در بین گوسفندانت و در بادیه ات بودی،آنگاه برای نماز اذان دادی،پس صدایت را بلند کن،زیرا که صدای مؤذن را جن و انس و چیزی دیگری نمی شنود مگر اینکه در روز قیامت برای او گواهی می دهد)).
عدم رؤیت دلیل بر عدم وجود نیست:
عدم رؤیت جن دلیل بر عدم وجود آنها نیست،چه بسا چیزهایی در اطراف ما وجود دارد ولی ما آنها را نمی بینیم بطور مثال جریان الکتریسیته(برق) در حالی که وجود دارد و در سیم جریان دارد ولی ما آن را نمی بینیم، لیکن برای اثبات آن به اثر آن در لامپ و غیره استدلال می کنیم ،و همچنین هوائی که به وسیله آن زنده هستیم و آن را استنشاق می کنیم آن را نمی بینیم اما وجود آنها را احساس می کنیم.
بلکه روح که اساس زندگی ما بر آن استوار است و بدون آن می میریم،با وجود اینکه آن را نمی بینیم و حقیقت آن را نمی شناسیم،به موجود بودن آن ایمان داریم .
نوشته شده توسط دخترای کنگی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت
صرع و جن زدگی
صرع عبارتی است از اختلالی که در عقل انسان به وجود می آید،به طوری که نداند چه می گوید و چه گفته است و شخص مصروع قادر به کنترل حرکات خود نیست.
و صرع بر دو نوع است:1- صرع توسط نفوس و ارواح خبیث و بد (که همان جن زدگی است)2- صرع به خاطر اخلاط...
و این نوع دوم صرع،اطباء درباره سبب و علاج آن سخن می گویند ،و نوع اول آن بسیاری از اطباء و عقلانیها آن را انکار می کنند ولی باید بگوییم که این نوع از انواع صرع با نقل و عقل ثابت شده و چیزی است که مشاهده می شود و جای انکار نیست.
ذکر أدله:
اول دلیل از قرآن کریم:
خداوند می فرماید: الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ(275) [سوره بقره] ((کسانی که ربا می خورند( در روز قیامت) بر نمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده...)).
امام قرطبی می گوید :
((این آیه دلیل است بر باطل بودن گفتار کسانی که صرع توسط جن را انکار کرده اند،و گفته اند شیطان در بدن انسان راه ندارد...))
دوم دلیل از سنت:
1- عطاءبن أبی رباح می گوید : عبدالله بن عباس به من گفت:آیا می خواهی زن بهشتی به تو نشان دهم؟
گفتم: بله،گفت:این زن سیاه ،نزد رسول الله (ص)آمده و عرض کرد یا رسول الله من مبتلا به صرع هستم و در وقت صرع بدنم نمایان می شود،پس برایم دعا بفرما.رسول الله فرمود: ((اگر خواستی صبر کن ،و پاداشت بهشت خواهد بود و اگر خواستی برایت از خداوند دعا طلب می کنم تا تو را شفا بدهد))؟ پس وی گفت:صبر می کنم،پس گفت:ای رسول الله بدنم لخت و نمایان می شود پس از خداوند بخواه تا اینکه نمایان و لخت نشوم،آنگاه رسول الله برایش دعا کرد.
در روایت بخاری آمده که نام آن زن أم زفر بود،امام ابن حجر در فتح الباری می گوید: در روایت بزار آمده که آن زن گفت : ((من از خبیث می ترسم که مرا برهنه سازد)) و مراد از خبیث شیطان می باشد.
و صرعی که أم زفر به آن مبتلا بود از انواع جن زدگی بود.
2- امام احمد از یعلی بن مره روایت می کند:زنی نزد رسول الله آمد در حالی فرزند خورد سالش که بیمار بود(جنی شده بود) با خود آورده بود.آنگاه رسول الله(ص) فرمود: ((بیرون شو ای دشمن خدا ،من رسول الله هستم))،در نتیجه آن کودک شفا یاب شد.
و در بعضی از الفاظ این حدیث آمده :ما همراه رسول الله (ص)در سفر بودیم، آنگاه زنی را دیدیم که نشسته است و کودکی همراه وی می باشد. پس عرض کرد :ای رسول خدا،به این کودک بلا رسیده و به خاطر بلای او ما هم در بلا هستیم ،و در شبانه روز نمی دانیم چند بار او را می گیرد. رسول الله(ص) فرمود: ((کودک را به من بده)) ، آنگاه آن زن کودک را بلند کرد و به رسول الله (ص) داد،رسول الله کودک را در میان خود و پالان شترش قرار داد،سپس دهانش را باز کرد و سه بار در آن دمید، و فرمودند: ((بسم الله أنا عبدالله،اخسأ عدو الله)) آنگاه کودک را به مادرش برگرداند.
و فرمود: (( در هنگام برگشتن در این جا ما را ملاقات کن و ما را از حال او با خبر ساز)).
یعلی بن مره می گوید: پس ما رفتیم و بر گشتیم ،پس آن زن را در آنجا دیدیم که با خودش سه گوسفند دارد.
آنگاه رسول الله فرمودند: ((کودکت چگونه است))؟ گفت:قسم به آن ذاتی که تو را به حق فرستاده است تا این لحظه چیزی از آن ندیده ایم.و این گوسفندان را بردارید،رسول الله به من فرمود:
((پایین بیا و یکی را بردار و بقیه را به وی برگردان)).
علت جن زدگی چیست؟
شیخ الاسلام ابن تیمیه درباره جن زدگی می گوید:گاهی به خاطر عشق و شهوت می باشد،و بیشتر به علت دشمنی و مجازات صورت می گیرد،یعنی اینکه برخی انسانها به آنها آزار و اذیت برسانند،و یا اینکه جنی ها چنین گمان کنند که آنها از روی عمد آزار و اذیتشان می کنند،با ادرار کردن بر آنها، یا با ریختن آب گرم ، و یا کشتن بعضی از آنان ، گر چه خود انسان این را نداند،و جهل و نادانی و ستم در بین جن بسیار وجود دارد پس آنان در هنگام عقوبت و مجازات کردن بیش از آنچه که سزاوار باشد عقوبت می دهند. و گاهی اوقات مانند انسانهای احمق و نادان به خاطر پوچی و بیهودگی و اذیت کردن وارد بدن انسان می شوند.
خلاصه ای از علت های جن زدگی:
1- عشق،(پری) زن جنی عاشق مرد انسی می شود و یا اینکه مرد جنی عاشق زن انسی می گردد.
2- داخل شدن جن از راه سحر ،این چنین است که جادوگر به خاطر آزار و اذیت فلان شخص او را مامور داخل شدن به بدنش می نماید.
3- ستم انسان به آنها ، و آن با ریختن آب گرم بر آنان ، و یا با افتادن بر رویشان ، و یا با ادرار کردن بر آنان.
4- ستم جن به انسان ، و آن اینکه بدون هیچگونه سبب وارد بدنش گردد و او را اذیت نماید ، و این در یکی از حالات زیر امکان دارد:
1- خشم زیاد.
2- ترس بسیار .
3- غوطه ور بودن در شهوات و گناهان .
4- غفلت بسیار.
5- اندوه بسیار.
6- خوشحالی زیاد.
نشانه های جن زدگی:
بیماری جن زدگی مانند سایر بیماریها دارای علامت و نشانه های خاص خودش می باشد ، و دانستن این علامت ها برای معالجه کننده اهمیت دارد. و این نشانه ها بر دو بخش تقسیم می شود :
1- علامت و نشانه های آن در خواب.
2- علامت آن در حالت بیداری.
نشانه های جن زدگی در خواب عبارت است از:
1- پریشان بودن و به خواب نرفتن.
2- چند دفعه بیدار شدن در شب.
3- کابوس،(یعنی: انسان در خوابش چیزی ترسناک می بیند و می ترسد و نمی تواند حرکت کند و کسی را به فریاد بطلبد).
4- خوابهای وحشتناک.
5- به طور استمرار حیواناتی را مانند گربه،سگ،شتر،مار، شیر،روباه و موش در خواب دیدن.
6- خنده یا گریه و فریاد در خواب.
7- در خواب ناله کردن.
8- بدون شعور از خواب بلند شدن و در خواب راه رفتن.
9- افرادی را در خواب ببیند که دارای قد بسیار بلند یا بسیار کوتاه باشند یا اشخاص سیاهی را ببیند.
نشانه های جن زدگی در بیداری:
1- درد سر دائمی ،(مشروط بر اینکه شخص مبتلا به بیماری در چشم، گوش،بینی،حلق، دندان یا معده نباشد).
2- از ذکر خدا و نماز و عبادت داشتن کراهت داشتن.
3- پریشان خیالی.
4- احساس تنگی در سینه.
5- میل به گوشه نشینی.
6- به خواب رفتن انگشتان دست و پا.
7- درد کردن عضوی از اعضای بدنش که پزشکان از علاج آن عاجز باشند.
8- شنیدن صداهای عجیب و غریب.
9- غش کردن.
مشروعیت علاج مس (جن زدگی):
بدون شک داخل شدن جن به بدن انسان از جمله ظلم و ستمی است که شریعت اسلام از آن نهی کرده، و از بین بردن ظلم از جمله کارهایی است که به انسان اجر و پاداش داده می شود. و رسول الله (ص) ما را امر نموده که به فریاد مظلومان برسیم و آنان را یاری نمائیم، و در حدیثی فرموده:
((انصر أخاک ظالما أو مظلوما...)).
((برادرت را یاری کن خواه ظالم باشد یا مظلوم ،اگر ظالم است او را از ستم بازدار که این یارش می باشد)).
و در حدیث دیگر فرموده:
((من استطاع آن ینفع أخاه فلیفعل)).
((کسی که می تواند به برادرش فایده ای برساند پس آن کار را انجام دهد)).
پس شخص علاج کننده با تلاوت قرآن و خواندن ادعیه و اذکار شرعی به یاری آن مظلوم می شتابد تا آن جنی ظالم را از بدن وی بیرون کند.
صفات علاج کننده :
1- اخلاص داشته باشد.
2- دارای عقیده صحیح باشد.
3- متمسک و پایبند به احکام قرآن و سنت باشد.
4- به راه های جن و احوال جن آگاهی داشته باشد.
5- دارای علم و آگاهی باشد، به ویژه به اصول دین و امور دعوت.
6- بر طاعت و عبادت خداوند مداومت داشته باشد.
7- از محرمات اجتناب کند.
8- از بدعت دوری کند.
9- بر ادعیه و اذکار و اوراد محافظت نماید.
نوشته شده توسط دخترای کنگی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت
کیفیت علاج:
علاج دارای سه مرحله است.
مرحله اول: قبل از معالجه:
1- بر خداوند توکل نماید و دعا کند که خداوند گشایشی بدهد و او را در این امر یاری دهد.
2- پاک ساختن آن خانه و مکانی که علاج در آن صورت می گیرد، با بیرون بردن عکس و چیزهای منکری که مانع ورود فرشتگان می گردد.
3- بیرون آوردن تعویذ و دعاهایی که در گردن و بازوی مریض است.
4- امر کردن زنان به رعایت حجاب کامل و اینکه همراه با محرم باشد.
5- بر طهارت و پاکیزه بودن ، پس شخص معالج و حاضرین وضو بگیرد.
6- چند دقیقه ای درباره ایمان به خدا و توکل بر او برای حاضرین صحبت کردن.
مرحله دوم : علاج:
دست خود را بر روی سر بیمار بگذارد، و با ترتیل و صدای بلند آیات زیر را در گوشش بخواند.
بسم الله الرحمن الرحيم
1-الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (2) الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ (3) مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5) اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (7) [سوره فاتحه]
2-الم (1) ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ (2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (3) والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4) أُوْلَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5) [سوره بقره1-5]
3-وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (163) إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (164) [سوره بقره163-164]
4-اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (255) لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (265) اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(257) [سوره بقره255-257]
5- آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (285) لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (286) [سوره بقره285-286]
6- شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (18) إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ (19) [سوره آل عمران18-19]
7-إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ(54) [سوره اعراف 54]
8-أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (115) فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ (116) وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ (117) وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (118) [سوره مومنون 115-118]
9-وَالصَّافَّاتِ صَفًّا (1) فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا (2) فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا (3) إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ (4) رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ (5) إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (6) وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ (7) لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ (8) دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (9) إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (10) فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ(11) [سوره صافات 1-11]
10- وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ (30) يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (31) وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (32) [سوره احقاف 29-30]
11- يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33) فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (34) يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ (35) فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (36) [سوره الرحمن 33-36]
12- لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (21) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (22) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (24) [سوره حشر 21-24]
13- قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (1) يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا (2) وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا (3) وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا (4) وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا (5) وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6) وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا (7) وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا (8) وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا (9) [سوره جن 1-9]
14- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ (3) وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4)
[سوره اخلاص]
15- قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ (2) وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (3) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (4) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5) [سوره فلق]
16- قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلَهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (4) الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6) [سوره ناس]
نوشته شده توسط دخترای کنگی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت
بعد از تلاوت آیات یا جنی از بدن آن شخص بیرون می شود و یا اینکه یکی از حالات زیر مشاهده می شود :
1- مریض غش می کند.
2- فریاد می زند.
3- دست بر گوشهایش می گذارد.
4- فریاد می زند و می گوید قرآن نخوان.
5- صداهای عجیبی مانند صدای حیوانات بیرون می آورد.
6- چشمانش را می بندد.
7- بدنش شروع به لرزش می کند.
آنگاه بعد از مشاهده این علامات او را مخاطب قرار بده و از وی این سوالها بپرس:
- نامت چیست؟
- چه دیانتی داری؟
- علت داخل شدن به بدن این شخص چیست؟
- آیا کسی دیگر نیز همراه تو است؟
- آیا به دستور شخص سحرگری به بدن این شخص داخل شده ای؟
- در کجای بدن هستی؟
پس اگر جنی مسلمان باشد او را پند و اندرز بده و او را نصیحت کن ، و سبب داخل شدنش را بدان ، اگر به خاطر ظلم و ستم این کار را انجام داده برایش بیان کن که سرانجام ستمکاران در روز قیامت سخت است ، اگر مسئله عشق و عاشقی است بگو این عمل درست نیست و او را از عذاب الهی بترسان ، و اگر به خاطر این بوده که شخص در حق او ستم کرده برایش بگو این شخص قصد آزار و اذیت او را نداشته زیرا تو را ندیده، و کسی که متعمدا کاری نکرده سزاوار عقوبت نیست ، و مسلمان برادر مسلمان است.
پس اگر پذیرفت و بیرون شد خدا را سپاس بگویید و قبل از بیرون شدنش باید عهد ببندد که دیگر بر نگردد و به کسی آزار نرساند ، و چنین بگوید:
((با خدای بزرگ عهد و پیمان می بندم که بدون آزار و اذیت از بدن این شخص بیرون شوم ، و هرگز به سوی او یا مسلمان دیگری بر نمی گردم و هیچ مسلمانی را اذیت نکنم، اگر من عهد خودم را شکستم پس لعنت و نفرین خداوند و فرشتگان و همه مردم بر من باد)).
بعد از عهد بستن با گفتن سلام علیکم از بدن بیرون می شود. و نکته ای که باید توجه داشت این است که باید از انگشتان دست یا پایش ، و یا از گوش ، بینی و یا دهانش بیرون شود . و هرگز به وی اجازه ندهید که از چشم یا شکمش بیرون شود.
اما اگر جنی کافر باشد قبل از هر چیز او را به اسلام دعوت کن ، پس اگر پذیرفت و مسلمان شد برایش بیان کن که وجودش در بدن این شخص و آزار رساندن به وی ظلم است و باید از بدن او بیرون شود.
و در صورت نپذیرفتن اسلام و اصرار بر کفر و اذیت و آزار این شخص ، او را تهدید کن و آن آیات سابق را تکرار کن و (( آیت الکرسی)) و سوره های ((یس))، ((صافات)) ، (( دخان)) ، (( جن)) ، ((حشر)) ، ((همزه)) و (( أعلی)) که به جن آزار و رنج می رساند بخوان.
اگر باز هم از بیرون شدن انکار کرد با زدن بر شانه ها و ران و بازویش او را مجبور به بیرون رفتن بکن.
مرحله سوم : بعد از علاج
برای اینکه جنی نتواند بار دیگر به بدن این شخص برگردد لازم است که به وی دستورات زیر داده شود:
1- پایبندی و محافظت بر طاعت و عبادات ، و به خصوص نمازهای پنج گانه را با جماعت خواندن .
2- دوری از گناهان و منکرات.
3- خواندن (( سوره بقره)) در منزل.
4- با وضو خوابیدن.
5- خواندن (( آیت الکرسی)) قبل از خواب.
6- خواندن دعای خواب.
7- خواندن((سوره تبارک)) قبل از خوابیدن ، اگر سواد خواندن ندارد به نوار یا قرائت کسی گوش فرا دهد.
8- خواندن ((سوره یس)) یا گوش دادن به آن در هنگام صبح.
9- در انجام هر کاری ((بسم الله )) گفتن.
10- خواندن اذکار و اوراد صبح و شام .
11- تنها نخوابیدن.
12- اگر مریض زن است باید او را به اداء کردن حق شوهر، و رعایت حجاب شرعی امر کرد.
13- خواندن سوره یا جزئی از قرآن یا شنیدن آن در شبانه روز.
چند نصیحت برای در امان بودن از شر جن:
1- بر اذکار و اوراد صبح و شام محافظت کن.
2- قرآن را بسیار تلاوت کن و یا به آن گوش فرا بده.
3- هر گاه از جای بلندی پریدی ((بسم الله )) بگو.
4- هر گاه آب داغ روی زمین ریختی ((بسم الله )) بگو.
5- هر گاه وارد اتاق تاریکی شدی ((بسم الله )) بگو.
6- هر گاه چیز سنگینی بر زمین انداختی ((بسم الله )) بگو.
7- هرگز در سوراخ ادرار نکن.
8- تنها نخواب ، در صورت مجبور بودن حتما با وضو بخواب و اذ کار خواب را فراموش نکن.
9- به سگ یا گربه ای آزار نرسان .
10- به تنهایی در شب به صحرا نرو.
11- ماری که در منزل دیده می شود نکش ، و در این مسئله به نکات زیر توجه کن :
- هر گاه در خانه ات ماری دیدی سه روز به او هشدار بده و به او بگو: (( شما را قسم می دهم به آن عهدی که سلیمان بن داود از شما گرفته است که به ما آزار و اذیت نرسانید و دوباره ظاهر نشوید)). اگر بعد از سه روز دوباره آشکار شد او را بکش.
- اگر بعد از سه روز دوباره ظاهر شد و او را کشتی پس در این صورت یا شیطان است و یا جن یهودی یا مسیحی است. و یا جن مسلمان سرکش و ستمگری است و یا مار حقیقی است.
- هر گاه در خانه ات ماری دیدی که دو خط سیاه یا سفید روی کمرش است ، و یا مار دم کوتاهی دیدی فورا او را بکش چونکه پیامبر اسلام دستور کشتن مارهایی که دارای چنین صفتی هستند را داده اند .
- در خارج از منزل هر نوع ماری که دیدی بکش زیرا که پیامبر (ص) فقط از کشتن مارهایی که در خانه است نهی نموده است .
و در پایان از خداوند کریم خواهانم که همه ما و شما را از شر شیاطین مصون و در امان بدارد.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تابستان 1387
نوشته شده توسط دخترای کنگی در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 21:11 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY